یاس کبود

ای بود و نبود و من ای یاس کبود من زهرا زهرا
با غم شدم قریب بیچاره ام ببین زهرا زهرا
هستم از داغت غمین خیز از جا و ببین
تا کنار قبر تو بارها خوردم زمین
بار دیگر از فدک خورده زخم من نمک
فاطمه دستی برار کن به این خسته کمک
ای عزیز خون جگر . ز آتش و دیوار و در
تو نگفتی با علی . لب گشا گو با پدر
ای بود و نبود من . ای یاس کبودمن زهرا زهرا
با غم شدم قريب بيچاره ام ببين زهرا زهرا

نظر بدهید