بایگانی برای ماه تیر ۱۳۸۵

حسرت خیس

سه شنبه ۶ تیر ۱۳۸۵

دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم
بوی خاکو نم کوچه میگه هنوز دیوونتم
رعدو برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز
دستای کی رو گرفتی زیر بارونای پاییز
میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره
خزونم داره میره نمونده برگی رو درختا
من هنوز منتظر توی جاده تک و [...]

باران

سه شنبه ۶ تیر ۱۳۸۵

شیشه پنجره را باران شست. از دل من اما …
چه کسی نقش تو را خواهد شست …

بالاخره تموم شد

دوشنبه ۵ تیر ۱۳۸۵

دیگه تموم شد دو هفته مشغولش بودم خوابو ازم گرفته بود دیگه وقت هیچ کاری را نداشتم وقت بهش فکر می کردم تو خوابو توبیداری .نه تنها من بلکه همه بچه ها آره امتحانای پایان ترم دانشگاه را می گم بعضی خوشحال از موفق شدن و بعضی هم ناراحت و عصبانی که چرا استاد این [...]

دوچرخه

چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۵

سلام دوستان اینترنتی
پارسال بابام بهم قول داده بود که اگه معدلم ۲۰ شد برام دوچرخه بخره اما وقتی معدلم ۲۰ شد زد زیر قولش ! اما امسال بهم گفت که اگه معدلت بالای ۱۹ شد برات می گیرم . خوشبختانه امسال یعنی سال اول راهنمایی با معدل ۱۹/۶۲ قبول شدم و چند روز پیش یک [...]

جاده

شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵