کاش می شد

مقاله بعدی را بخوانید:

"کاش دیگر"

مقاله قبلی را بخوانید:

"طرز برخورد"

کاش می شد

درعمومی | 24 دیدگاه

كاش مي شد قلبها آباد بود
كينه و غمها به دست باد بود
كاش مي شد دل فراموشي نداشت
نم نم بارون هم آغوشي نداشت
كاش مي شد كاشهاي زندگي
گم شوند پشت نقاب زندگي
كاش مي شد كاشها مهمان شوند
در ميان غصه ها پنهان شوند
كاش مي شد آسمان غمگين نبود
ردپاي قهر و كين رنگين نبود

کاش میشد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها
لحظه ی دیدار را تجدید کرد

با من امشب چيزي از رفتن نگو
نه نگو، از اين سفر با من نگو
من به پايان مي رسم از كوچ تو
با من از آغاز اين مردن نگو

كاش ميشد لحظه ها را پس گرفت
كاش ميشد از تو بود و با تو بود
کاش مي شد در تو گم شد از همه
كاش ميشد تا هميشه با تو بود

كاش فردا را كسي پنهان كند
لحظه را در لحظه سرگردان كند
كاش ساعت را بميراند به خواب
ماه را بر شاخه آويزان كند

Cabo_San_Lucas_2_SS.jpg

24 نظر "کاش می شد"

  • غریب آشنای غریب

    • 5 مهر 1385, 0:25

    کاش می شد از پس احساسها خنده ها از اشک سبقت می گرفت
    کاش می شد از الفبای وجود عین و شین و قاف نشات می گرفت
    کاش می شد………………………….

    [پاسخ]

  • ای کاش

    • 27 تیر 1388, 17:46

    خدایا کاش می شد دوباره به همون دورانی برگردم کا تنها غمم “شکستن نوک مدادم ” بود
    ای کاش……..

    [پاسخ]

  • NIMA

    • 27 تیر 1388, 17:47

    ای کاش را کاشتند سبز نشد……….

    [پاسخ]

  • aroosha

    • 18 مرداد 1388, 7:46

    كاش زندگي يك روز انچه دل مي خواست بود

    [پاسخ]

  • خسرو. محمودی

    • 20 مرداد 1388, 15:23

    ای کاش این زندگی هم دنده عقب داشت.

    [پاسخ]

  • شقایق

    • 8 بهمن 1388, 22:45

    فقط بگو شاعر این شعر کیه؟
    کاش میشد بدون مرز زندگی کرد
    کاش میشد رها عاشق شد
    کاش میشد از ابراز عشق نهراسید….

    [پاسخ]

  • باران

    • 1 اردیبهشت 1389, 22:43

    كاش يا رب اشنائيها نبود
    يا به دنبالش جدائيها نبود
    يا كه او با من نميشد اشنا
    يا مرا از او نميكردي جدا

    [پاسخ]

  • باران

    • 1 اردیبهشت 1389, 22:46

    كاش با انديشه ها بيگانه بودم
    كاشكي ديوانه ديوانه بودم
    كاشكي در رندي اين مرد رندان
    چاره گر با چاره اي رندانه بودم
    كاشكي ديوانه بودم تا دلم غمگين نميشد
    يا چنين بر دوش صبرم بار غم سنگين نميشد

    [پاسخ]

  • طاها

    • 30 خرداد 1390, 12:06

    زندگی هیچ است و هیچ پس بیش از این به هیچ مپیچ

    [پاسخ]

  • سميرا

    • 16 مرداد 1390, 14:02

    وبلاگ قشنگي دارين،دوست داشتي يه سر بهم بزن….

    [پاسخ]

  • لي لي

    • 10 مهر 1390, 18:03

    ali bod kheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeiiiiiiiiiillllllllllliiiiiiiiiiiiiii doooooooooooooost dashtambavar konnnnnnnn

    [پاسخ]

  • pari

    • 7 بهمن 1390, 20:57

    کاش هیچ وقت وجود نداشتم

    [پاسخ]

  • mina

    • 6 دی 1392, 22:17

    سلام وب قشنگی داری به وب منم سر بزن خوشحال میشم

    [پاسخ]

  • mina

    • 6 دی 1392, 22:21

    سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی، او از نژاد جادها باشدو رفتنی، واین شد او رفت ومن شکستم…:-(

    [پاسخ]

  • ترانه

    • 1 بهمن 1392, 23:35

    دلم گرفته بود با وبت خوشحالم کردی دوست داشتم شعرتو.

    [پاسخ]

  • ياسر

    • 6 خرداد 1393, 15:47

    کاش می شد سرنوشت خویش را از سر نوشت
    کاش می شد اندکی از تاریخ را بهتر نوشت
    کاش می شد روی خط سرنوشت
    روزهای با تو بودن را نوشت
    کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی
    داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت

    [پاسخ]

    hosini پاسخ در تاريخ مرداد 27ام, 1393 22:00:

    کاش می شد زندگی از سر گرفت
    با نگاهی نو حیات در بر گرفت
    کاش می شد بار دیگر بچه شد
    از همه الام و دردی کنده شد

    [پاسخ]

    عبدالولی نوری پاسخ در تاريخ شهریور 16ام, 1393 8:17:

    کاش میشد بهر رفت زندگی
    با نگاهی دوستی از سر رویم
    رفتگان را پس بیاریم از راه شان
    بی غم و اندوه رویم دنبال شان

    [پاسخ]

  • زهرا

    • 8 تیر 1393, 9:08

    واقعا زیبا بود. زیباتر از اون شعرهای دوستان تو قسمت نظرات. دم همتون گرم

    [پاسخ]

  • hosini

    • 27 مرداد 1393, 22:01

    خیلی خوب بود

    [پاسخ]

  • رضا

    • 17 شهریور 1394, 20:01

    کاش میشد مبلغ یارانه ها را بیشتر کرد

    [پاسخ]

  • محمد بی انتها

    • 22 شهریور 1394, 20:15

    کاش می شد سرنوشت خویش را از سرنوشت

    کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت

    کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی

    داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت

    کاش می شد همچو سعدی رفت و رفت ورفت ورفت

    قصه دلدادگی را بی در و پیکر نوشت

    کاش می شد همچو حافظ فارغ از وابستگی

    بی خود از خود بود و یک دیوان شعر تر نوشت

    کاش می شد همچو مولانا زقرآن مغز را

    برگزید و پوست را بگذار بهرخر نوشت

    کاش می شد همچو خیام از فراز قله ها

    جنگ شعر و دانش و اندیشه را ازبرنوشت

    کاش می شد همچو فردوسی به سی سال تمام

    حکمت و تاریخ حکمت را به یک دفتر نوشت

    کاش می شد چون نظامی راوی صد بزم بود

    عشق را با قصه شیرین تر از شکر نوشت

    کاش می شد این غزل را پاره کرد و دور ریخت

    جای آن یک چامه خونین خنیاگر نوشت

    کاش می شد با زبانی ساده و عریان و ناب

    شعر حق جو گفت و پس آنرا به آب زر نوشت

    [پاسخ]

  • مریم

    • 20 بهمن 1394, 19:14

    کاش شوربختی رنگی نداشت
    دستهای بابای من رنگ بدبختی نداشت
    کاش شادی و سرزندگی
    می نشست بردلها با جاودانگی

    [پاسخ]

  • shadi

    • 17 تیر 1396, 10:42

    کسی می دونه کامل این شعر و از کئوم شاعره؟
    دل به دریا می زنم دل را به دریا می زنی؟؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

تگ های مجاز

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

آخرین دیدگاه‌ها
بایگانی موضوعی
آمار بازديد
Simple Slideshow