به پایان رسیدیم نکردیم آغاز

ببخشای بر ما ای روشنگر عشق ، بر ما ببخشای . اگر روی پیراهن ما نشان عبور سحر نیست . اگر روی فرق صنوبر نشان فلق نیست . اگر صبح را به مهمانی کوچه دعوت نکرده ایم . نسیم صبحگاهی گیاهی را در زلف خود فکنده است و تا دشت بیقراریش می کشاند و ما کمتر از آن نسیم و در آن سوی دیوار بیمیم

به پایان رسیدیم نکردیم آغاز
فرو ریخت پرها نکردیم پرواز

2 نظر درباره “به پایان رسیدیم نکردیم آغاز” داده شده است.

  1. gharibe ashena گفته :

    به پایان رسیدیم نکردیم آغاز
    راستی سلام
    خیلی زبیا بود

    [پاسخ]

  2. حمیدرضا گفته :

    سلام!، خوبی؟
    این شعر مال کیه؟

    [پاسخ]

نظر بدهید