انسان….

سپاس و ستایش شایسته پروردگاری است که جمیع گویندگان توانایی مدح و ثنایش را ندارند و شمارشگران عاجز از شمارش نعمتها و بخشش های اویند و کوشندگان از توانایی ادای حق نعمتش بی بهره . آفریدگاری که نهایتی برای صفتش نیست و مقید به صفتی ثابت نمی گردد و برایش زمانی تعیین شده نیست . ازلی و ابدی بوده و مدت ندارد مخلقوقات را به نیروی خود خلق نمود و از روی رحمت بادها را پراکنده ساخت و زمین ها را به کوهها استوار گردانید . خلق را آفرید بی آنکه اندیشه و فکری مادی در خلق آن به کار برد . اشیا را از نیستی به هستی آورد به وقت خودش و هستی را از نیستی پدیدار نمود . جوهای بی انتها را شکافت و پیرامون آن را بازگردانید . آب را بر پشت بادی تند هموار نمود و باد را فرمان داد تا آب را از هر طرف بازگرداند . باد دیگر خلق نمود و آن را عقیم گردانیدتا در کنار حرکت موج ها باشد و آن را به حرکت آورد و موجب بر هم زدن موج ها گردید و امواج را برانگیزاند.آسمانها را به زیور ستارگان و تابش نورها اراست و در آن چراغهای درخشان خورشید و ماه قرار داد که در حرکتند. آسمانهای بلند را گشاده نمود و به هر گونه از فرشتگان آکنده ساخت . برخی در حال سجود و عده در رکوع و عده ای ایستاده در تسبیح.
و اینک انسان را آفرید . پس از آفرینش جهان و آسمان و زمین . آینه تجلی خود بر روی زمین و از جنس روحش . انسانی دارای اندیشه در تصرف اشیا . به رنگهایی گوناگون همانند سپیدی استخوان و سرخی خون و سیاهی شبه … حالات را در انسان پدیدار ساخت . غم و پریشانی ، خواب و بیداری ، سیری و گرسنگی از جنس مرد و زن، امانتش از فرشتگان بازستاند و دستور به تعظیم به انسان داد . انسان …انسان …انسان

نظر بدهید