بایگانی برای ماه خرداد ۱۳۸۵

این بود زندگی

چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵

میزی برای کار!
کاری برای تخت !
تختی برای خواب!
خوابی برای جان!
جانی برای مرگ!
مرگی برای یاد !
یادی برای سنگ!
….این بود زندگی
شعر: زنده یاد حسین پناهی

نکته

سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵

نگاه از گذشته برگیر وبر آن غبطه مخور،چراکه از دست رفته.در غم آینده نیز مباش،چراکه هنوز فرا نرسیده است،زندگی را در همین لحظه بگذران،وآن را چنان زیبا بیافرین که ارزش بیاد ماندن را داشته باشد.
آیدا اسکات تایلور

هوای گریه

دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵

نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
* * *
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به [...]

افسانه مرگ خورشید زعشق

یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵

( خورشید به ماه عاشق شد و هر روز عاشقتر و سوزانتر گشت ..قرنها از این بی قراری گذشت تا خورشید آخر لبریز شد و عشق خود را نزد ماه اعتراف کرد….)ای مه !مرا دیگر قرار نیست.من در شعله عشق تو میسوزم و لحظه به لحظه بسوی مرگ پیش میروم و تو از این شعله [...]

تصنیف مرغ سحر

یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵

مرغ سحر ناله سر کن ……………. داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، این قفس را ………… برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ….. نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را .. پر شرر کن !
ظلم ظالم ، جور صیاد ……………….. آشیانم داده بر [...]