بایگانی برای ماه شهریور ۱۳۸۵

دراین دیار بی کسی …

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵

در این دیار بی کسی ،کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما ، پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار در این غبار بی سوار
دریغ کز چنین شبی سپیده سر نمی زند
گذر گهی است پر ستم که اندرو [...]

کاش دیگر

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسیم
ساقه های هرزه این بیشه ها را داس بود
کاش می شد سرو این فریاد جنگل می شنید
مثل برگی سبز یا چون [...]

کاش می شد

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵

کاش می شد قلبها آباد بود
کینه و غمها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم بارون هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاشهای زندگی
گم شوند پشت نقاب زندگی
کاش می شد کاشها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
ردپای قهر و کین رنگین نبود
کاش میشد اشک را تهدید کرد
فرصت [...]

طرز برخورد

پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۵

If……………….A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
Is Equal To .. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 [...]

تو از نسل رودی…

سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۵

کنج دنج قفس گریه دیگه بس …
پر بکش دوباره تا اوج نفس….
تو از نسل رودی نه خواب گرداب…
زلال چشمه ای نه آب مرداب…
جای تو اینجا نیست بالای ابراست…
نه کنار ساحل دریا به دریاست…
ماهیه کوچولو رفته رسیده…
پرنده پرزده سوی سپیده…
ساده با من گفتگو کن من در من جستجو کن…
من و با دنیای تازه روبرو کن…
دنیا [...]