بایگانی برای موضوع "عمومی"

The Most …

یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵

۱-The most selfish one letter word… “I” , AVOID IT. 2-The most satisfying two letter word… “WE” , USE IT. 3-The most poisonous three letter word… “EGO” , KILL IT. 4-The most used four letter word… “LOVE” , VALUE IT. 5-The most pleasing five letter word… “SMILE” , KEEP IT. 6-The fastest spreading six letter [...]

دعوت به همه جور همکاری

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵

بنام خدا سلام خدمت همه کسانی که ما را از درون پنجره های فایرفاکس و دیگر براوزرها در همه ساعات شبانه روز و از همه نقاط دنیا می بینند. به تو که الآن مقابل این جعبه جادویی هستی و سلام ما را به دوستان و آشنایانت هم میرسانی. از همه دوستان می خواهم که بر [...]

هفت گناهی …

یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۵

هفت گناهی که بخشودنی نیستند عنوان میدان مرکزی شهر نورنبرگ آلمان . عکسی که دوست عزیزم آقای باقری ازطریق ایمیل برایم ارسال کرده اند البته کیفیت عکس بالا بود سعی کردم برای لود شدن بهتر کوچکش کنم .

یک روز زمستانی

یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۵

امروز اولین روز زمستانی البته اونم از نوع پربرفش توی اراک بود روزهای قبلی برف چست و چابکی اومده بود و اما برف امروز و دیشب اساسی زمین رو سفید پوش کرد . راستش بعضی اوقات که مزایا و معایب بارش برف را با هم مقایسه می کنم می بینم معایبش از مزایاش بیشتر ، [...]

خدایا…

جمعه ۱۰ آذر ۱۳۸۵

پروردگارا … در جان من آزادگی ،در روح من بی نیازی بگذار ،در قلبم اطمینان ، در کارهایم یک رنگی ، در چشمم نور، و در دینم روشن بینی

ژرفتر بیاندیشیم

سه شنبه ۷ آذر ۱۳۸۵

ژرفتر بیاندیشیم شاید که عمل کنیم: آیا می دانید که : تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست؟ زیرا برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند [...]

هنوز هم …

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۵

ساعتی از عاشقی سالی از  انتظار عادتی  از مهر سکوتی از حیا دستی تا آسمان امیدی به معبود اشکی از غم دلی شکسته هنوز هم جمعه ها برایم رنگ تو را دارد…

فرشته و بهشت

چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵

او فرا موش کرد او تصمیمش را گرفته بود .پیش خدا رفت و گفت : خدایا ، می خواهم زمین را از نزدیک ببینم . اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه . دلم بی تاب تجربه ای زمینی است . خداوند در خواستش را پذیرفت . او گفت : تا بازگردم ، بالهایم را اینجا [...]

دعا….

چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵

یک نفر دلش شکسته بود توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود منتتظر،ولی دعای او دیر کرده بود او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چار راه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود * او نشست و باز هم نشست روزها یکی یکی از کنار او گذشت * روی هیچ چیز و [...]

خدایا فقط تو

سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، [...]