یادی از فروغ

با من بيا

با من بيا

با من به آن ستاره بيا

به آن ستاره اي كه هزاران هزار سال

از انجماد خاك ومقياسهاي پوچ زمين دور است

و هيچكس در آنجا از روشني نمي ترسد

با من بيا

من ناتوانم از گفتن

زيرا كه : دوستت ميدارم.

نظر بدهید